تبليغاتX
آتشی در نيستان

آتشی در نيستان

همه رقم موجود است + ( يادداشتهاي شخصي بلوط تمشك فروش )

چند جوک توپ

تركه با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

 

طرف اسم بچه اش رو میزاره «اس ام اس» میگن: این چه اسمیه؟ میگه: چیه مگه! از پیام که با کلاس‌تره.

با همه عشق و جووني،

با يه دنيا مهربوني،

با زبون بي زبوني،

ميخوام اينو خوب بدوني:

انرژي هسته‌اي، حق مسلم ماست.

 

از تركه در مورد آمريكا سوال مي‌كنند ميگه: والا يه پاش تو عراقه، يه پاش تو افغانستانه، فكر كنم ميخواد برينه به ايران.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط   | 

متن دو آهنگ مشهور كامران و هومن

در اين پست شما مي توانيد متن دو آهنگ مشهور كامران و هومن را ببينيد   حتما ببينيد.

اين جمله منه دوست دارم خيلي زياد     ووو  

فداي سرت 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط محمود   | 

فهرست کامل گناهان کبیره

1-شرک و ریا

2-یاس از رحمت الهی 

3-قنوط و بدگمانی از خدا

4-نترسیدن از قهر نهایی خداوند

5-آدم کشی

6-عقوق والدین

7-قطع رحم

8-خوردن مال یتیم

9-ربا خواری 

...............و بقیه در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط محمود   | 

فراخوان

با سلام عیدتان مبارک

از شما دوست عزیز برای عضویت در وبلاگ آتشی در نیستان و نویسندگی در آن دعوت به عمل می آوریم.برای این که از نویستندگان وبلاگ ما باشید در قست نظرات همین پست نام کاربری و پاسورد و ایمیلی که می خواهید با آن وارد شوید را بنویسید بعدا پاسورد را عوض کنید تازه من نظرات را هم نمایش نمی دهم.ومی توانید با امنیت کار کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط محمود   | 

سفرنامه نوروز86 کرمانشاه

دو سه روز را در دیارمان همدان گذرانده بودیم و آماده بازگشت به تهرات بودیم که نظرمان عوض شد وبه سمت کرمانشاه به راه افتادیم.دو سه ساعتی در راه بودیم و سپس پس از عبور از مسیر سرسبز و زیبا به این شهر رسیدیم.ناامنی های منطقه واستان را مملو از نیروهای سپاه و ارتش کرده است.به طاق بستان راه افتادیم و ناهار را در مرکز کباب کشور جایتان خالی دنده کباب خوردیم.وسپس به سمت قصر شیرین به راه افتادیم.شب را در هتلی گذراندیم . رییس هتل از بستن راه کربلا ناراضی بود.فردای آن روز به سمت مرز خسروی به راه افتادیم.در راه سربازان زیادی اقامت داشتندخسروی بر خلاف فکر ما ساکنینی نداشت ما هم از تنها مسیر موجود رفتیم و به سردر بازار نفتی رسیدیم . سرباز برای ما توضیح داد که بهتر است دور بزنید.ما هم دنده عقب گرفتیم که برگردیم که ناگهان به یک پراید خوردیم.راننده پراید که نمی دانم عقده ای بود یا ناراحتی اعصاب داشت الکی گیر داد که جلوبندی ماشینم به هم خورده است و شما باید پولش را بدهید.یکی از همراهانش صافکار بود و گفت که هیچی نشده است اما او الکی گیر الکی داد و پدرم مقداری پول به او داد.او هم برای این که بگوید من لنگ یه ذره پول نیستم پوله را پاره کرد. چون منطقه مرزی بود و ما جلوی سربازان و پاسگاه بودیم فوری بابام گفت که این کار توهین به نظام جمهوری اسلامی است . آن گروهبان هم که اصلاّ نمی دانست و پدرم به او یادآوری کرد فوری نیروی کمکی خواست و با آن شخص مشغول دعوا شد.ما هم با گروهبان مربوطه خداحافظی کردیم و رفتیم . حال اصلاّ معلوم نیست که این توهین چه مجازاتی در بر خواهد داشت. سه تا شش ماه زندان یا جریمه نقدی زیادش.در این جا به یک نکته اخلاقی می رسیم که ظلم کردن و باج گیری الکی پاسخش در همین دنیا و چه بسا خیلی زودتر دارد.به هر حال به قصر شیرین بازگشتیم و بعد از آن در مسیر قصرشیرین-سرپل ذهاب از نمایشگاه های راهیان نور بازدید کردیم.تانک ها سنگرها دوربین جالبی که تا چند کیلومتری مرز عراق مسجدی را نشان می داد که پرچم بالایش که پرچم عراق بودخیلی قشنگ برافراشته شده بود.و خرابه های بیمارستانی که در دوران جنگ بمباران شده بود باعث تاسف بود.

   در مسیر قصر شیرین-سرپل ذهاب وارد یک جاده فرعی شدیم که به کرمانشاه می رفت ولی از یک راه پرپیچ و خم کوهستانی ماهم که ماجراجو این راه را در پیش گرفتیم. این راه سه ساعت مسیر پرپیچ و خم بکر و خوش آب و هوا و دارای مناظر واقعاّ دیدنی بود.چند ساعت بعد که از منطقه دور شدیم پدرم گفت که اگه گفتید چرا این قدر مسیر خلوت بود؟ بعد خودش گفت که این به دلیل نا امنی ها و تیراندازی هایی که در این منطقه انجام می شود.تازه ما در راه از ماشین پیاده شدیم و خستگی هم در کردیم.خلاصه از مسیری طولانی به کرمانشاه رسیدیم و از آنجا بدون معطلی به همدان بازگشتیم.دو ساعتی را در همدان بودیم و ساعت 9 شب به تهران بازگشتیم . و 2.5 نصفه شب در تهران بودیم.

 نقشه استان کرمانشاه 

نمایی از مسیر سرپل ذهاب به جوانرود 

خرابه های بیمارستان مانده از دوران جنگ

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط محمود   |