تبليغاتX
آتشی در نيستان

آتشی در نيستان

همه رقم موجود است + ( يادداشتهاي شخصي بلوط تمشك فروش )

نوروزتان مبارک باد

نو روزتان مبارک باد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط محمود   | 

انيميشن barnyard

 

انيميشني كه به تازگي خريده ام و به نظرم واقعا كار قشنگي است انيميشن barnyard (حياط حيوانات) است.در اين كارتون گاوي رييس مزرعه اي است كه بعد از مرگش پسر بي بندو بارش رييس مزرعه مي شود او بايد به جنگ كايوتها كه پدرش را كشته اند برود و ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط محمود   | 

چند جوک باحال

دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين و بميرم

روزي چوپان دروغگو مي افته جهنم بهش مي گن اسمت چيه ميگه دهقان فداکار

يه روز يه نفر بدشانس مي ميره روحش زير پنكه گيرمي كنه!

.تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين
يارو بهش ميگه:ببخشيد، شما تركين‌؟
ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون
تركه با خودش ميگه:منبايد اين لهجمو درست كنم.
 پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده ميره همون جا 
ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟
 ميگه:ااا...از کجا فهميدي؟
  مگه من هنوز لهجه دارم
يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانک شده  

يه روز  يه  پير  مرده  قرص  اکس  ميخوره  بهش ميگن  اسمت  چيه ميگه 
من ترانه  15  سال  دارم 

يه روز يه جوجه تيغي داشته با يه كيوي راه ميرفته دوستاي جوجه تيغي ميكين اين كيه جوجه تيغي مكه دادشمه سربازه

يه روز به لوره ميگن با درخت بيد جمله بساز
ميگه:توحياط ما يه درخت بيد بيد
ميگن:بيد نه وبود
ميگه:تو حياط مايهدرخت بود بيد

لرها با ترکها دعواشون ميشه 
ترکها اجر پرت ميکنن لرها هد مي زنن.

يه روز يه بابايي مي افته تو چاه داد ميزنه کمک کمک . ترکه ميرسه يه 5 توماني ميندازه تو چاه!!!

منبع  سایت مردمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط محمود   | 

بزرگترين ها

 

بزرگترین گناه ، ترس است . 

 

بزرگترین بلا ، نومیدی است .  

 

بزرگترین استاد ، تجربه است .  

 

بزرگترین ایمان ، افتخار است .  

 

بزرگترین  هدیه ، گذشت است . 

 

بزرگترین تفریح ، کار است . 

 

بزرگترین شجاعت ، صبر است .   

 

بزرگترین اسرار ، مرگ است . 

  

بزرگترین سود ، فرزند نیک است  .    

 

بزرگترین سرمایه ، اعتماد به نفس است .
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط محمود   | 

جزيره مهتابي قسمت دوم

امروز قسمت دوم جزيره مهتابي را مي خوانيم

 روزی از روزها نگهبانان کستا فردی با لباس های عجیب و غریب را دیدند که به دروازه ها نزدیک می شود.ژنده پوش با جیغ و داد خودش را به دیوار نزدیک می کرد و از نگهبانان می خواست که او را از دست فینتا ها خلاص کنند.نگهبانان کستا این قدر ساده نبودند که سریع باورکنند و از او ماجرا را پرسیدند.وقتی که توضیح می داد مایه هایی از حیله گری در حرف هایش دیده می شد.البته این نمی توانست نگهبانان را نگران کند،چون که لازمه ی جادوگری همین نوع است.این فرد تعریف می کرد که« ارواح مقدس این جزیره را به من نشان داده اند و از من خواسته اند که این جا بیایم و هر گروهی را که با من بد رفتاری کند را بکشم.حال من این گروه را یافته ام و می خواهم با کمک شما آن ها را نابود کنم.فقط به کمی مواد اولیه نیاز دارم که برای چنین جزیره ی بزرگ و آبادی چیزی نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط محمود   | 

جوك جديد

جدا معذرت می خواهم که وبلاگی هدفش جوک و لطیفه است یک ماهی است که جوکی در ان پست نشده است. البته اصلاً اشکال نداره چون محرم بود و ما هم نمی توانستیم جوک بگوییم و نمی خواستیم . ولی امروز جند تا جوک با حال دارم : با معذرت از ترکهای عزیز

       1 . به ترکه می گن برادر زنت  HIV گرفته . جواب می ده : پدر سوخته تا دیروز 206 داشت.

       2 . تبریک ترکی : حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات.

       3 . یک روز یک ترکه ادعای پیامبری می کنه می گن حالا کتابت چیه؟ جواب می ده : من کتاب ندارم. جزوه می گم بنویسید.

       4 . به ترکه می گن شما تو زبونتون خ دارن؟ می گه : یُخ.

         

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط محمود   |