يه روز تركه ميره اداره هواشناسي به يكي ازكارمنداش ميگه آقا امروزهواخيلي خوب بوددستتون درد نكنه"
يه روزمي بينن كه يه تركه شديدداره وضومي گيره بهش مي گن چرااينجوري وضومي گيري ميگه آخه مي خوام ببينم كدوم گوزي مي خواد وضوي مراباطل كند.
يك روز ترك ها گفتند چرا اين فارس ها به ما مي گويندخر . رفتند تظاهرات عليه فارس ها و شعار دادند:ترك ها همه دلاورند فارس ها همه ترك خرند.
يه روز يه تركه دنبال يه دختره راه مي افته ازش مي زنه جلو
يه روز يه تركه ميرسه به يه خانم ميگه اسمت چيه ميگه من شروين هستم ولي صدام ميكنن شري بعد زن ميگه اسم شما چيه ميگه من چراغعلي هستم ولي صدام ميكنن لامپ
يه تركه داشت خرشو مي زد يه يارو گفت چرا خرتو مي زني ؟ گفت دخالت نكن دعوا خانوادگيه
به يه تركه ميگن با اداره جمله بساز . ميگه مينا داره مياد .
تركه پرتغال خوني ميخورد ايدز ميگيره
ترکه زنگ مي زنه به دوست دخترش و مي گه: عزيزم من لهجه دارم؟دوست دخترش مي گه: بله. ترکه مي گه: پس قطع مي کنم دوباره مي گيرم!!!
ترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!
آمريکائيه مي افته توي رودخونه و داشته غرق مي شده و مرتب به زبان انگليسي کمک مي خواسته . ترکه ازاونجا رد مي شده و مي گه: احمق جون !اگه بجاي کلاس زبان کلاس شنا مي رفتي حالا غرق نمي شدي!
تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بله. تركه ميگه: بي زحمت دونخ بدين
به ترکه ميگن با جوراب جمله بساز ميگه سقفتون بد جورآب می ده.
تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برمي داشته و يك صلوات مي فرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو مي گيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
به تركه ميگن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!
تركه يه تيكه يخو گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب مي چيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!
تركه خود شو ميزنه به كوچه علي چپ، گم ميشه!
ترکه را مي فرستند روزنامه بگيره، با يه قلوه سنگ برمي گرده. بهش مي گن : اين چيه؟ ترکه مي گه: به روزنامه فروشه گفتم يه روزنامه بده، گفت : از همون رو يکي بردار!!!
تركه با206 در جاده چالوس چند نفر مسافر مي برده وهرلحظه سرعتش زياد مي شده مسافر اولي ميگه آقااينجاتند نرو خطرناكه راننده ميگه 206 داري اون جواب ميده نه. باز كه سرعتش زيادتر ميشه دومين مسافرنيز تذكر مي ده وبه اوهم همين را مي گه وسومين مسافر كه اعتراض ميكنه وقتي راننده باو هم ميگه 206 داري او پاسخ ميده آره ازش ميپرسه ترمزش كجاست
اگه يه ترکي از زندگي اش راضي باشه بهش مي گن: خرازي حالا اگه کاملا از زندگيش احساس رضايت کنه بهش مي گن: کمال خرازي
ترکه پرتقالي را محکم به ديوار مي زد. ازش پرسيدند: پرا اين کارا را مي کني؟ ترکه گفت: ميخوام پرتقال پريودي درست کنم!!!
به ترکه می گن تا حالا ریسک کردی میگه آره می گه چی بود میگه یه بار اسهال داشتم گوزیدم
ترك مي شينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه
تركه پشتش ميخاريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!